شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
مقدمه 31
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
يمين ملك پذيرفته از يسار تو يُسر * درخت جود گرفته ز همت تو نثار نموده كوه ز حزم تو دمبدم اعجاز * محيط كرده مدام از عطاى تو اخبار جهان رموز ثبات تو مىكند تعليم * سحاب ورد زكات تو مىكند تكرار هميشه دست تو پيرايه اولى الالباب * مدام خط تو سرمايهء اولى الابصار امام اهل قلم كلك تو به نرم و درشت * امير ملك و سخن نطق تو به سرّ و جهار نمونه يد بيضا كف تو بىتغيير * مثال آب خضر خاطر تو بىانكار جناب تست چو طور كليم با رتبت * كلام تست چو آب حيات با مقدار وزن رباعى هم عقل پذيرفته ز حرم تو ثبات * مفعول مفاعلن هم بحر گرفته ز عطاى تو زكات * دست و قلم تو يد بيضاء كليم خط و سخن تو خَضِرِ آب حيات * انار تا نشود بر درخت چون آبى چغانه تا نبود در سرودن چون مزمار * هميشه چرخ ز قدر تو باد پاى سپر مدام بحر ز جام تو باد جرعهگسار * شده سپهر برين با جلال تو عاجز فتاده با كف تو در دل بحار بخار * مدام همسر خصمت عنا و داده به قهر اجل برابر او عرض لشكرى جرار بحر رمل سالم نشود چرخ با جلال تو همسر * فعلات مفاعلن فعلاتن نبود بحر با كف تو برابر * سپهر ، مسند صدر تو باد و خاك درت چو سرمه گشته سزاوار ديدهء احرار * دل سپهر تو را بنده باد ، هموار ميان مجلس بزم تو مهر مشعلهدار * يگانه باش و مقدم كه سوى سده چرخ زمانه مىبرد از خاك درگه تو نثار * نهال جاه تو سر سبز باد و صورت بخت بر آستانه درگاه تو گرفته قرار * حساب عمر تو بىحصر باد و تا باشد دل تو فارغ باد از صروف ليل و نهار * مثمن صحيح ضرب از رمل سالم مسند صدر سپهر سده جاه تو باد * فاعلات فعلاتن سرمه ديده مهر خاك درگاه تو باد * فاعلاتن فعلاتن